ضرورت تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت و نقش وزارت علوم در پیشرفت کشور

دبیر واحد آموزش و تحقیقات دفتر تحکیم وحدت گفت: تقویت ارتباط دانشگاه با صنعت و حرکت به سمت پژوهش های مسئله محور، از الزامات بهره گیری از ظرفیت علمی دانشگاه ها برای حل مسائل کشور است.

یادداشت مهمان - سجاد حیدری دبیر واحد آموزش و تحقیقات دفتر تحکیم وحدت؛ در پیام اخیر رهبر انقلاب خطاب به نخبگان، به موضوع مهم استفاده از ظرفیت های علمی و استعدادهای کشور برای حل مسائل واقعی جامعه و پیشرفت کشور اشاره شده است. به نظرم یکی از مهم ترین محورهایی که در تبیین این موضوع باید به آن پرداخت، نقش دانشگاه و چگونگی ارتباط آن با بخش های مختلف کشور، به ویژه صنعت است. در واقع، این سؤال مطرح می شود که دانشگاه های ما تا چه اندازه توانسته اند ظرفیت های علمی و پژوهشی خود را در خدمت نیازهای واقعی کشور قرار دهند؟

البته مسئله فقط برخورداری دانشگاه ها از ظرفیت علمی و نیروی انسانی مستعد نیست؛ مسئله اصلی این است که این ظرفیت ها تا چه اندازه در عمل با نیازهای کشور ارتباط پیدا می کنند. امروز یکی از چالش های جدی آموزش عالی، فاصله میان آن چیزی است که در دانشگاه آموزش داده و پژوهش می شود، با آن چیزی که صنعت و بخش های مختلف کشور واقعاً به آن نیاز دارند. این فاصله باعث می شود بخشی از توان علمی دانشگاه ها، آن طور که باید، به حل مسائل کشور تبدیل نشود.

اینجا نقش وزارت علوم اهمیت پیدا می کند. وزارت علوم صرفاً مسئول اداره دانشگاه ها یا نظارت بر فعالیت های آموزشی و پژوهشی نیست؛ بلکه باید سیاست گذاری آموزش عالی را به گونه ای انجام دهد که خروجی دانشگاه ها با نیازهای واقعی کشور تناسب داشته باشد. این یعنی ارتباط دانشگاه با صنعت نباید به چند تفاهم نامه یا همکاری مقطعی محدود شود، بلکه باید به بخشی از رویکرد اصلی نظام آموزش عالی تبدیل شود.

برای تحقق این هدف، باید نوع نگاه به آموزش عالی نیز تغییر کند. آموزش عالی نباید صرفاً به عنوان یک هزینه در بودجه کشور دیده شود، بلکه باید آن را نوعی سرمایه گذاری بلندمدت برای آینده کشور دانست. سرمایه گذاری در دانشگاه، در واقع سرمایه گذاری در نیروی انسانی متخصص، توسعه فناوری و افزایش توان رقابت پذیری کشور است. بنابراین، هرچقدر ارتباط دانشگاه با صنعت تقویت شود، امکان تبدیل دانش و پژوهش به ارزش اقتصادی و حل مسائل کشور نیز بیشتر خواهد شد.

البته برای اینکه این ارتباط از سطح شعار فراتر برود، باید چند اقدام جدی در دستور کار قرار بگیرد. از جمله اینکه نیازهای واقعی صنایع به صورت دقیق شناسایی شوند، دانشگاه ها در تعریف و اجرای پروژه های پژوهشی با صنعت مشارکت مؤثر داشته باشند و زمینه حضور دانشجویان در محیط های واقعی کار و تولید فراهم شود. همچنین لازم است حمایت از پژوهش های مسئله محور و کاربردی، به یکی از اولویت های اصلی سیاست گذاری وزارت علوم تبدیل شود.

در کنار این اقدامات، به نظر می رسد لازم است در معیارهای ارزیابی عملکرد دانشگاه ها نیز بازنگری شود. نباید موفقیت یک دانشگاه صرفاً با تعداد مقالات، طرح های پژوهشی یا آمار فارغ التحصیلان آن سنجیده شود؛ بلکه باید مشخص باشد این دانشگاه تا چه اندازه توانسته در حل مسائل کشور نقش داشته باشد، چه میزان از پژوهش های آن به فناوری و محصول تبدیل شده و چه ارتباط مؤثری با صنعت برقرار کرده است. به بیان دیگر، باید میان عملکرد علمی دانشگاه و تأثیر واقعی آن در جامعه پیوند برقرار شود.

در نهایت، آنچه اهمیت دارد این است که دانشگاه باید به یکی از پیشران های اصلی پیشرفت کشور تبدیل شود؛ دانشگاهی که علاوه بر تربیت نیروی انسانی متخصص و تولید دانش، بتواند در حل مسائل صنعت، توسعه فناوری و رفع نیازهای کشور نقش مؤثری ایفا کند. تحقق چنین هدفی نیازمند برنامه ریزی منسجم، سیاست گذاری دقیق و اراده جدی در وزارت علوم است. انتظار می رود این موضوع از سطح تأکید و توصیه فراتر برود و در تصمیم ها و برنامه های اجرایی آموزش عالی نمود پیدا کند.

در یک جمله، دانشگاه زمانی می تواند نقش واقعی خود را در پیشرفت کشور ایفا کند که دانش تولیدشده در آن، به حل مسائل کشور و بهبود زندگی مردم منجر شود. این همان هدفی است که باید در سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزش عالی دنبال شود.

نظرات

captcha